محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

59

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

پايين‌ترين درجهء آن در سطح تجمّل‌گرايى تا بالاترين آن در هر سطحى ، تا آنجا پيگيرى كنيم كه انسان وقتى دربارهء راه‌هاى احتمال اصلاح آن مىانديشد ، چيزى نمىماند كه يك‌باره مأيوس شود . من خود در كشورمان شاهد بودم - همان‌طور كه در سرزمين‌هاى فراوانى از كشورهاى عربى شاهد انقلاب‌هاى زيادى بودم - كه طبيعت كمونيستى داشت و توده‌ها فكر مىكردند كه در آنها راه‌حلّى براى مشكلات خود پيدا خواهند كرد ؛ مشكلاتى كه پيش از انقلاب در سايهء اوضاع قبلى داشتند ! ولى عجيب آن است كه بر مشكلات افزوده شد ، مشكلات فراوانى پديد آمد و چنان فراگير شد كه هيچ بخشى از بخش‌هاى اجتماعى نماند ، مگر اين‌كه همه را پوشش داد و در داخل بخش‌هاى اجتماعى امواجى از نگرانى و نااميدى چنان فزونى گرفت كه متضمّن بسيارى از مظاهر انتقاد مردمى بود كه در نكته‌هاى غم‌انگيز و دردناك تجسّم يافته بود و از كينه و عقدهء نهانى و يا ترس و بيم پنهان شده حكايت داشت . همهء اين‌ها باوجود اين‌كه انقلاب به‌ويژه براى طبقات پايين و اجمالا براى تمام جامعه به وجود آمده بود ، صورت مىگرفت و ره‌آوردهايى داشت كه نبايد آنها را كوچك شمرد ؛ در صحنه‌هاى اصلاح زراعى و صنعتى كردن ، و نابودسازى مالكيت‌هاى بزرگ و تأمين آيندهء مردم در حالات ناتوانى ، بيمارى و پيرى و تمام اين‌ها كارهاى پسنديده و گام‌هاى ضرورى در راه برابرى و راه‌هاى تغيير ساختار اجتماعى مىنمود . و ليكن ، وحشتناك است وقتى كه فهميديم اين گام‌ها در ذات خود همان چيزى است كه لجام‌گسيختگى اخلاقى را در پى دارد ، كه ما از دست آن مىناليم . برخى از نمونه‌هاى آن را از متن تحقيقات مركز پژوهش‌هاى جنائى نقل كرديم كه تمام تلاش‌هاى آن تنها در جنبهء مادّى متمركز بود ، نه جنبه‌هاى ديگر زندگى انسانى . و اين راه و روش تمام انقلابهايى است كه از تفسير اقتصادى براى جنبش تاريخ الهام مىگيرند ، « درحالىكه تنها نان نيست كه انسان را زنده مىدارد » . راست است كه طرفدارى از انقلاب به خاطر محدود ساختن مالكيت و به منظور هدف قرار دادن مصالح بيگانه و يا با هدف ساختن مقرّرات زندگى كه نابود شده ، بود . امّا با هر صخرهء مادّى و